حاج ملا هادي السبزواري
322
شرح مثنوى
مباش و خائن را امين مكن . و هو الامين المبين المكين . ( ( 1423 ) ) گرگ اگر با تو نمايد روبهى * هين مكن باور كه نايد زو بهى ن 1113 8 - ك 373 34 روبهى : جناس مضارع دارد با قافيهء دوم . پس بهتر است از نسخهء « همرهى » . ( ( 1425 ) ) او دو آلت دارد و خنثى بود * فعل هر دو بىگمان پيدا شود ن 1113 10 - ك 373 35 دو آلت : امّا آلت رجوليّت ، چه ادعاى مردى دارد ، كه طريقت مردان راه حق را مىخواهد . و امّا آلت انوثيّت ، چه جاهل است و عقل نظرى متصرّف ندارد . و آن كه عقل ندارد ، مردى ندارد . و نفسيت ، انوثيّت است - چه جاى طبيعت ؟ ( ( 1427 ) ) شله از مردان به كف پنهان كند * تا كه خود را جنس آن مردان كند ن 1113 12 - ك 373 36 شلَّه : به ضمّ معجمه و تشديد لام ، فرج زنان . ( ( 1428 ) ) گفت يزدان ز ان . . . مكتوم او * شلَّه اى سازيم بر خرطوم او ن 1113 13 - ك 373 36 خرطوم : بينى . و اينجا سيما مراد است ، كه خدا را مردانى است كه * ( « يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ » 7 : 46 ( 1 ) . ( ( 1430 ) ) حاصل آنك از هر ذكر نايد نرى * هين ز جاهل ترس اگر دانشورى ن 1113 15 - ك 373 37 هر ذكر : هر مذكَّر . ( ( 1432 ) ) جان مادر چشم روشن گويدت * جز غم و حسرت از آن نفزويدت ن 1113 17 - ك 373 38 جان مادر : مذمّت جهل مىكند ، كه مادرِ جاهل ، بچه را خطاب مىكند كه تو جانِ منى و چشمِ روشنِ منى ولى اين سخن دشمنى است كه از جهل به پدر بچه گويد كه به كتب نرود كه زار و نزار مىشود ( ( 1433 ) ) مر پدر را گويد آن مادر جهار * كه ز مكتب بچهام شد بس نزار ن 1113 18 - ك 373 39
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 46 . .